گل بسیار است
اما جان من پریشان آن تکه بنفشه ایست
که زیر سایه ی تمشک ها خاموش
ایستاده است
از میان ستارگان آسمان
ستاره ی سحر احساسی زیبا در دلم می انگیزد
از هزار و یک نوای ساز لطیف ترین آن زیباست
چشمه ای زیبا زیر مهتاب
که در عمق آن مرواریدهای شن و ماسه می غلطند
مرا خوش تر از دریای آفتابی بیکرانه
ماموستا گوران

خستـــم از روزای ابــری خیلی سنگینه نـگاهت
دوست ندارم تو تابستون بشینــم باز ســر راهت
نمیـــخوام بـــازم خیـالت قبـلـه آرزوهــــام شــــه
تـــو بمــون و عاشقـــای روی پُـــر غـرور و ماهت
آره مــن اونم که گفتــم واسـه چشم تـو دیوونم
آره مـن قـول داده بــودم تـا تهش بــاهات بمونـم
ولی پس دادی نگــــامو زیــر رگبــــــار غـــرورت
من فقط یکــم شکستم خوب نگام کنی همونم
چـمــدون رویـــاهـــامـو دیگه برداشتم و بستم
دیگــه عین اون قدیمــا چشــــاتو نمیپرستــــم
رخ تــو عین یه بـــــازی منــو مـات قصه هـا کرد
حالا بی اسمـم و تنها پُــرپــاییز و شکستــــم
اینــی که حــــالا میبـینـی دیگه مجنون چشات نیست
دیگه وقتی نیمه شب شه نگـران لـحظه هــات نیست
مـــن بــرام فــرقـی نــداره کـــه تو بــاشی یـا نباشی
خیلـی وقته دیگه نیستی تو دلم جـــایی برات نیست
از تو هیچ چیزی نـمونــده نـه نگـــاهی و نـه یــــادی
مـــن سپردمـت به دریــــا عـیــن یـــه مـوج زیـــــادی
تازه فهمیدم با این عشق زندگیـــم چقـد تلـف شـد
تــو بـــه جــای التماســم یـــه گُلـــم بهـــم نــدادی
یه روز دل و دادم بهت امروز میخوام پس بگیرم دیگه نمیخوام دروغی
برایه چشمات بمیرم تو اونی نیستی که دلم یه عمری ارزوشو داشت اون
که به پاش این دله من بود و نبودشو گذاشت نفهیمیدم که چشم تو به من
خیانت میکنه دلت پیشه غریبه ای از من شکایت میکنه من میرم بسه دیگه
طاقت موندن ندارم بین این همه گناه حس واسه موندن ندارم بزرگترین
گناه من باور عشقت بود و بس................

با دو دست خالي از عشق ديگه هيج جا جايه من نيست انگاري هيج چيزي مرحم واسه زخماي تن نيست من فراموش شدم و تو هنوزم تو نفسامي رفتي بي من ولي انگار هر جا ميرم تو با هامي تو با هامي
رفتي گفتي خاطراتت جاي من واست ميمونه كاشكي بودي و ميدي دلم از دوريت ميخونه كاش اينقدر دوست نداشتم كه بگم بي تو نميشه كاش دلت سنگي نبود دل من مثله يه شيشه كاش فقط يه روزه ديگه بي تو من دوام بيارم تا بتونم بازم عشقم تو رو رو چشمام بزارم تو رو رو چشام بزارم








پرم شکست تو اين قفس
اسمت را به همراه ستاره می نویسم چون مرا به یاد شبهای 





















اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ





















